جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
26
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
آثارى از نامهاى كوچكتر و جنگ و جدالهاى داخلى و مبارزهء بين المللى كه طى آن روس و انگليس وارد صحنه شدند ما را وارد مرحلهء معاصر مىسازد . در همين روزگارى كه قلمروى متضاد و در عين حال نيكاستوار در زير فرمان سلسلهاى ترك نسب است و چهرهء اينك نيكآشناى ناصر الدين ( شاه ) را به رخ مردم جهان مىكشد . اگر ايران سبب ديگرى هم در زمينهء جلب قدر و احترام نمىداشت دست كم يك تاريخ بادوام و پايدار دوهزار و پانصدسالهاش وجه امتيازى است كه فقط معدودى از كشورها را امكان ادعاى آن است . ارتباط انگلستان و ايران - بعلاوه وجه ارتباط خاصى نيز بين ايران و كشور ما در دورههاى مختلف و بخصوص در قرن حاضر وجود داشته است كه درخور توجه هر فرد انگليسى است و هيچ پژوهندهء تاريخ ملى ما نبايد از آن غفلت نمايد . از روزگار قديم در سلطنت ادوارد اول نمايندهاى رسمى از انگلستان به دربار ارغوان - خان فرمانرواى مغول كه ايران هم جزو قلمرو او بود اعزام شد و در حدود سه قرن بعد از آن هم فرستادهاى نامههائى از جانب ملكه اليزابت نزد دومين پادشاه دودمان صفوى برد و سفيرى از طرف چارلز اول به ايران رفت ولى همين كه به آنجا رسيد درگذشت . در قرنهاى شانزدهم و هفدهم اقدامات شهامتآميزى از ناحيهء عمال انگليسى معمول گرديد تا رابطهء تجارتى را با ايران از طريق شمال اروپا و درياى خزر برقرار سازند . بين اين دو مرحله پيشرفت روزافزون نيروى دريائى بريتانيا راه تجارت به ايران را از طرف خليج فارس باز كرد و سهمى از اين تجارت و نظارت بر آن را به كشور ما داد . سرانجام نيز در ابتداى قرن حاضر دورهء سياست مناسبات نزديك ايران و انگلستان آغاز شد كه هرچند دوبار در اثر قطع رابطهء سياسى و يك دفعه هم بواسطهء پيشآمد جنگ دچار تعليق گرديد ، ولى از آن پس همواره برقرار مانده و موجب پيدايش چند مورد برازندهء نيكنامى بزرگ شده است و با آنكه با اقداماتى ابلهانه و گاهى نيز شرمآور مشخص گرديده و ناگوارى - هاى ملاحظات دريغآميز مالى و چندى هم با دورهء بىعلاقگى نامعقول توأم شده